آدرنالین
....
خودم را پس می گیرم!
به هر قیمتی شده..
از این همه تاریخ مچاله شده ی تووی سوراخ سمبه های کیف کوچکم!
و
آنوقت برای همین تقصیر های جاهای خالی ات مثلن یک روز با تو قرار می گذارم که برویم تووی یک کافه بنشینیم ،
تو رو به روی من سیگار بکشی و من از ارتفاع بترسم!
جیغ نزنم
اما بعد از تمام شدن سیگارت شاد باشم!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19:15 توسط زهرا مهربان
|