اکنون ،با چمدانی در دست....
......
تا چشم کار می کند اثری از با تو بودن نیست
و
این جاده ی سودایی هم می داند
حالا که رفته ای
همین هجرت نسنجیده ات
از جان این اتاق
پوست کلفت غرورم را کنده است.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:22 توسط زهرا مهربان
|